تحقیق تاریخچه ی تجربه ی دینی در الهیات مسیحی و سنت عرفان اسلامی  شامل  95 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  تاریخچه ی تجربه ی دینی در الهیات مسیحی و سنت عرفان اسلامی  می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

فصل اول:

تاریخچه­ ی تجربه­ی دینی در الهیات مسیحی و سنت عرفان اسلامی

اگر ما بخواهیم هرچه بیشتر درباره­ی سرچشمه بحث تجربه­ ی دینی جستجو کنیم، می­توانیم هرچه بیشتر عقب برویم و سرچشمه­های آنرا در دوران­های بسیار دور مشاهده کنیم. زیرا بشر همواره اعتقاد داشته است که موجودی برتر از او وجود دارد و می­توان از راه­های گوناگون به شناخت این موجود پی برد. یکی از این راه­ها مشاهده­ی مستقیم موجود برتر بوده است. در سنت غرب این مطلب به دوران باستان[۱] برمی­گردد و در کتب مختلف فلسفی و غیر فلسفی آثاری از چنین عقایدی به چشم می­خورد. در جهان شرق به ویژه ایران هم چنین اندیشه­های در ادیان سنتی پیش از اسلام وجود داشته است. و این نگاه بعدها در اسلام و در قرآن کریم به وضوح به چشم می­خورد. سنت­های عرفانی اسلامی[۲] حاکی از همین امر است لذا در کتب عرفانی و بررسی حالات عرفاء اموری به نام مکاشفه و مشاهده[۳] که بسیار شبیه تجربه­ی دینی در جهان غرب است به چشم می­خورد. عرفاء همواره از تجربه­هایی طبیعی و غیر طبیعی از خداوند سخن گفته­اند. لذا کتب عرفان اسلامی یکی از مهمترین منابع دسترسی به چنین تجاربی است. البته مطلب منحصر در تجارب دینی مسلمانان نیست، و تجارب عرفای هندویی نیز که در کتب مختلفی مثل او پانیشادها[۴] موجود است نیز گواه این مطلب است. کتبی که به گفته­ی اساتید محترم تا اندازه‌ای مورد تأیید بزرگان ما مانند علامه طباطبایی قرار گرفته است.

اما اگر بخواهیم تاریخچه‌ی سخن را در دوره­ی جدید جستجو کنیم باید شلایر ماخر (۱۷۶۸- ۱۸۳۴) را به عنوان اولین قهرمان این موضوع نام ببریم. پس از گذشت قرون وسطی و سپری شدن دوران تاریک جهل و تاریکی، جنبش‌های مختلفی ظهور نمودند. جنبش پروتستانیسم و رنسانس از این جمله­اند. در این میان جنبش رنسانس بیشتر به جنبه‌های اجتماعی و فرهنگی و سیاسی می­پرداخت و جنبش پروتستان بیشتر جنبه­ی مذهبی داشت. این حرکت­ها به نهضت روشنگری ختم شد که از مردم می­خواست که با دیدی عقلانی تمامی مباحث را مورد نقد و بررسی قرار دهند.

شاید بتوان مهمترین کسانی را که غرب را از خواب سنگین بیدار کردند، دکارت[۵] و هیوم[۶] نامید، اگر چه نمی­توان دیگران را هم نادیده گرفت. این دو به طرق مختلف مسائل پیشین را مورد نقد و کنکاش قرار دادند و در حجیت امور گذشته تردید نمودند. هیوم حجیت عقل را به تمسخر گرفت و عقل را حس ضعیف شده و بی­ارزش نامید. این تکانهای شدید، جهان غرب را به لرزه انداخت، به طوری که به گفته­ی کانت یکی از بزرگترین اندیشمندان غرب «هیوم مرا از خواب جزمیّت بیدار کرد.»

این تحولات باعث شد که بزرگانی مثل کانت در افکار خود تجدید نظر کنند و دنبال پایه­های فکری مستحکم­تری بگردند. یکی از این تلاش­ها بدست شلایرماخر[۷] متکلم آلمانی صورت گرفت. شلایرماخر که پایه­های عقل را سست می­دید دنبال بدیلی مناسب برای عقل می­گشت، تا بتواند الهیات دینی را توجیه و تبیین بنماید. او مبانی جدیدی را مطرح نمود از جمله اینکه دین دارای گوهری است وگوهر دین تجربه­ی دینی است. تجربه­ی دینی نوعی احساس در ارتباط با خداست که در هر انسان متدینی وجود دارد.

این تلاشها بعدها در میان دانشمندان دیگری پیگیری شد، در اینجا می­توانیم از بزرگانی چون: رودلف اوتو، ویلیام جیمز[۸]، آلستون[۹]، پراودفوت[۱۰] و …. نیز نام ببریم. البته باید دقت نظر داشته باشیم که اندیشه‌ی شلایرماخر بعدها توسط پیروان او مورد نقد و اصلاحات قرار گفت. برای مثال آلستون تجارب دینی را صرف احساسات و عواطف نمی­دانست. بلکه تجارب دینی را حاوی شناخت و ادراک می‌دانست. این تحولات باعث هرچه بیشتر شدن رشد و شکوفایی این نظریه گردید و تا امروز هم کتابهایی در این زمینه چاپ و منتشر می­شود.

اما این نظریه البته نه با این نام در جهان اسلام نیز دارای سابقه­ی طولانی است. شاید به گزاف سخن نگفته­ایم اگر بگوئیم که برای اولین بار خود قرآن از وجود چنین تجاربی سخن گفته است.[۱۱]  قرآن به عنوان کتاب خاتم پیامبران و جامع­ترین کتاب الهی و معجزه­ی جاویدان پیامبر اسلام از این امر مهم غافل نبوده است. قرآن صراحتاً از وجود چنین تجاربی سخن گفته است. قرآن جهان را به دو قسمت تقسیم می­کند، غیب و شهاده یا باطن و ظاهر.این تقسیم­بندی حاکی از جهان بینی قرآن نسب به جهان است. قرآن پیامبران را دارای رابطه­ای مرموز و غیر طبیعی با خداوند می­داند رابطه­ای که با این کیفیت و شیوه برای غیر پیامبران ممکن نیست. پیامبران دارای تجارب و مشاهداتی در عالم طبیعت و فوق طبیعت از امر قدسی بوده­اند. این رابطه در کاملترین انسانها که ما از آنها به اسم انسان کامل نام می­بریم وجود دارد. این رابطه اوج انسانیت یک انسان و اوج تعالی و تکامل یک انسان در این جهان است. لذا شناخت این تجارب و پی بردن به ماهیت و کیفیت آنها بسیار نقش اساسی در تکامل انسان دارا می­باشد. این شناخت­ها ناب­ترین و کاملترین شناخت­ها  و دارای عمیق­ترین محتوا و معنی می­باشند.

روایات اسلامی، چه روایات صادره از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، و چه روایات ائمه از مطالبی درباره­ی این تجارب سرشار است. اما آنچه مسلم است قرآن این تجارب را منحصر در پیامبران نمی‌داند و به زبان­های گوناگون و در ضمن داستانهای مختلف، از وجود چنین تجاربی برای غیر پیامبران سخن می­گوید، بنابراین بررسی این نوع تجارب هم در خور اهمیت است. خداوند متعال در قرآن مجید اسباب و شرایط مختلفی برای این تجارب و همچنین مشکلاتی در این رابطه سخن می‌گوید. برخی از آیاتی که درباره­ی تجربه­ی دینی در قرآن آمده­اند بدین شرح­اند.

۱- قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ یُوحَى إِلَیَّ أَنَّمَا إِلَهُکُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن کَانَ یَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا یُشْرِکْ بِعِبَادَهِ رَبِّهِ أَحَدًا [۱۲].

در این آیه­ی شریفه خداوند از وجود رابطه­ای میان خود و پیامبر خود خبر می­دهد. بدیهی است که رابطه­ی میان وجود متعالی و وجود بشری رابطه­ای عادی نیست. این آیه و آیات نظیر آن شگفتی مشرکان را برانگیخت، زیرا آنها وجود چنین رابطه­ای را به شدت انکار می­کردند، و لذا خداوند در قرآن بر وجود چنین رابطه­ای تأکید فراوان نموده است. علاوه بر این خداوند به مخاطب پیامبران هم وعده­ی نوعی رابطه­ی بین خالق و مخلوق می­دهد که از آن تعبیر به (لقاء خداوند) می­کند. اما سخن درباره­ی ماهیت این لقاء بسیار است ولیکن آنچه از ظاهر آیه و به قرینه­ی صدر آیه که رابطه خدا و پیامبر را بیان می­کند نوعی مشاهده است، خواه آنرا منحصر به آخرت بدانیم یا آنکه آنرا مربوط به دنیا هم بدانیم. بنابراین خداوند نوعی تجربه دینی را برای پیامبر ومردم عادی ممکن و میسّر می­داند.


جهت دانلود متن کامل تحقیق تاریخچه ی تجربه ی دینی در الهیات مسیحی و سنت عرفان اسلامی کلیک نمایید