تحقیق بررسی دیدگاه شیخ طبرسی درباره ی جایگاه قراءات   شامل  58 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  بررسی دیدگاه شیخ طبرسی درباره ی جایگاه قراءات   می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

مقدمه

اختلاف‏ قرائت‏ در قرآن کریم، یک واقعیت تاریخى است که دلیلى بر انکار آن وجود ندارد. و مفسر قرآن کریم، باید برای دستیابی به تفسیر صحیح آیات، به بسیاری علوم؛ که یکی از آن­ها علم قرائت است، آگاهی و تسلط کافی داشته باشد.

شیخ طبرسی از جمله مفسران جلیل القدر جهان تشیع محسوب می­شود؛ که در ضمن تفسیر آیات، به بیان اختلاف قرائت­ها اهتمام ویژه­ای داشته است. لذا در این مقاله ابتدا گذری بر مفهوم و تاریخچه­ی اختلاف قرائت می­شود؛ تا از این رهگذر، به انواع اختلاف قرائت از دیدگاه طبرسی نیز اشاراتی شده است.

برای روشن تر شدن مبحث، شناسایی و تعریف لغوی و اصطلاحی قرائت لازم و ضروری است.

۱-تعریف قرائت

۱-۱- تعریف لغوی قرائت

قرائت که جمع آن قراءات مى‏باشد، از مصدر «قرأ» است. «قرأ» اصل صحیحى است که دلالت بر جمع و اجتماع دارد (ابن فارس، ۱۴۰۴، ذیل ماده قری).  درباره واژه قرأ اختلاف نظر وجود دارد. علماى لغت و ادب معانى متعددى براى آن ذکر کرده‏اند؛ مثلاً زجاج، قرائت را به جمع کردن و گرد آوردن، معنى کرده و به قرأت الماء فی الحوض به معنى «جمعته»، استشهاد نموده است (خدایی اصفهانی، ۱۳۷۸، ص۱۱).

قطرب نحوى مى‏گوید: «قرائت به معنى انداختن و رمى، اسقاط و القاء است» (زرکشى، ۱۴۱۵ق،ج۱، ص۲۷۸؛ سیوطی، ۱۳۸۰، ج۱، ص۲۵۰).

گروهى را عقیده بر آن است که قرائت به معنى تلاوت و خواندن است. ابن عطیه همین رأى را پذیرفته است (ابن عطیه،۱۳۷۵، ص ۲۸۲).

گروهى از دانشمندان لغت «قرائت، قرأ» را نسبت به تمام آن معانى، واژه‏اى اصیل در عربى مى‏دانند؛ ولى آن طور که محققان مى‏گویند، قرائت به معنى تلاوت و خواندن داراى ریشه اصیل و عربى نیست؛ بلکه عرب- در آغاز امر- این واژه را به معنى تلاوت نمى‏دانست. از زبان آرامى یا عبری گرفته شده و دست به دست گشته است تا به معنى تلاوت در زبان عربى معمول گشت (حجتى، ۱۳۷۲، ص ۲۴۸؛ خدایی اصفهانی،۱۳۷۸، ص۱۱).

نیز گفته شده است: قرائت، یعنى ردیف کردن حروف و کلمات و تلفظ آن­ها با صوت. معناى فارسى قرائت، همان خواندن است؛ یعنى تلفّظ کلمات در فضاى دهان. در تحقق قرائت دو چیز محور است؛ یکى حروف، دیگرى علائم و اِعراب حروف. هر دو جزء حقیقت و جوهر قرائت هستند، که قرائت بدون یکى از آن­ها شکل نمى‏گیرد. به دیگر سخن چون در بخش قرائت، سخن از تلفظ حروف است؛ در تلفظ حروف افزون بر خود حروف، اعراب آن­ها نیز جزءِ حقیقت قرائت مى‏باشد، به نوعى که بدون اعراب، هیچ حرفى تلفظ نمى‏شود. گرچه در نگاشتن، حروف و کلمات بدون اعراب نیز نگاشته مى‏شوند. و البته این نکته اختصاص به قرآن ندارد و تلفظ تمام حروف در هر فرهنگ و زبانى این چنین است (احمدی، ۱۳۸۱، ص۱۰۹).

بنابر آن­چه گفته شد؛ به نظر می­رسدکه واژه «قرائت» در مواضع گوناگون، معانی مختلف و کاربردهای گوناگونی داشته باشد؛ لذا صرف نظر از اصیل یا غیر اصیل بودن آن در زبان و ادبیات عرب، آن­چه در حوزه­ی قرآن کریم و وقوعِ آن در آیات کلام الله مجید مدّنظر است، این است که «قرائت» از لحاظ لغوی به معنای خواندن و تلاوت نمودن حروف، کلمات و آیات قرآن کریم است.

 ۲-۱- تعریف اصطلاحی قرائت

در تعریف زکریاى انصارى (۹۵۲ م) آمده است: «قرائت به کسر قاف و تخفیف راء از نظر قرّاء عبارت از این است که قرآن کریم قرائت شود؛ اعم از آن­که قرائت به صورت تلاوت (پیوسته و پى هم) برگزار شود و یا به صورت (ادا)- یعنى از طریق فراگیرى و دریافت از مشایخ و استادان قرائت- انجام گیرد» (تهانوی فاروقی، ۱۹۶۳م، ج۵، ص ۱۱۵۸).

زرکشى قرائت‏ را بدین گونه معرفى کرده است: «قرائت‏ها عبارت از اختلاف مربوط به الفاظ و عبارات وحى است که این اختلاف در رابطه با حروف و کلمات قرآن و کیفیت آن­ها از قبیل تخفیف و تشدید و امثال آن­ها از سوى قرّاء نقل شده است» (زرکشی، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۳۸).

ابن جزرى، در تعریف قرائت گفته است: «قرائت‏ها عبارت از علم به کیفیت اداى کلمات قرآن و اختلاف این کیفیت، اختلافى که به ناقل و راوى آن منسوب است» ؛ یعنى این اختلاف را به کسى که آن را نقل و بازگو کرده است، نسبت مى‏دهند (ابن جزری، ۱۴۰۰ق، ص ۳).

دمیاطى بنّاء، قرائت‏ را به این صورت تعریف کرده است: «قرائت، علمى است که از رهگذر آن اتفاق نظر و یا اختلاف ناقلین کتاب خدا، در رابطه با حذف و اثبات و متحرک خواندن و ساکن کردن و فصل و وصل حروف و کلمات و امثال آن­ها از قبیل کیفیت تلفظ و ابدال و همانند آن­ها از طریق سماع و شنیدن، قابل شناسایى است» (دمیاطی، ۱۴۲۲ق، ص ۵).

ابن جزرى و دمیاطى، نقل و سماع را در تعریف قرائت‏ها مندرج ساخته‏اند و آن­ها را به عنوان شرط­هایى در قرائت بر شمردند؛ چرا که قرائت، سنتى است که باید لزوماً از آن در تلاوت قرآن کریم پیروى شود (خدایی اصفهانی، ۱۳۷۸، ص ۱۲).

نولدکه گوید: قرائت، عبارت است از راه و روش تلاوت، رسم و نگارش قرآن با حروف، حرکات و نقطه‏ها. یا عبارت است از روش تلاوت قرآن با رسم و نگارش (به نقل از حجتى، ۱۳۷۲، ص ۲۵).

عبد الهادى فضلى در معناى اصطلاحى قراءات مى‏نویسد: قرائت عبارت است از تلفظ قرآن کریم به همان صورت و کیفیتى که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم تلفظ مى‏کرد. و یا عبارت از خواندن و تلفظ قرآن کریم به همان صورت و کیفیتى است که در حضور رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم خوانده شده و آن حضرت، آن تلفظ و خواندن را تأیید کرده‏اند. خواندن قرآن کریم بر اساس لفظى که نقل و روایت شده است؛ فرقى نمى‏کند که تلفظ خود آن حضرت باشد و یا تلفظ و خواندن دیگران که مورد تأیید ایشان قرار گرفته است؛ اعم از آن­که یک یا چند نفر باشند (فضلی، بی تا، ص ۸۱ ؛ عظیم زاده، ۱۳۸۰، ص۹۲).

هم­چنین در تعریف اصطلاحی قرائت آمده است که: قرائت، همان تلاوت و خواندن قرآن کریم است. اصطلاحاً به گونه‏اى از تلاوت قرآن اطلاق مى‏شود که از نصّ وحى الهى حکایت کند و بر حسب اجتهاد یکى از قرّاء، معروف بر پایه و اصول مضبوطى که در علم قرائت شرط شده است، استوار باشد. البته قرآن داراى نصّ واحدى است و اختلاف قرّاء بر سر به دست آوردن آن نصّ واحد است (خدایی اصفهانی، ۱۳۷۸، صص ۹ و ۱۰). همان­گونه که از امام ابی جعفر(ع) روایت شده است که می­فرماید: «إِنَ‏ الْقُرْآنَ‏ وَاحِدٌ نَزَلَ‏ مِنْ عِنْدِ وَاحِدٍ وَ لَکِنَّ الِاخْتِلَافَ یَجِی‏ءُ مِنْ قِبَلِ الرُّوَاهِ ؛ قرآن یکى بیش نیست. این اختلافات بر سر قرائت آن از جانب راویان (قاریان) صورت گرفته است» (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۶۳۰).


جهت دانلود متن کامل تحقیق بررسی دیدگاه شیخ طبرسی درباره ی جایگاه قراءات  کلیک نمایید